تبليغاتX
رزا شعبانی
شاعر و ترانه سرا
 

 

 

دردهایم سنگینی و بغض ها خفه ام می کند ...

دیگر باران هم کاری برایم نمی کند

خودم مانده ام و تکان های هرروز ...

چیزی را یاد من نیاور!

برایم فرقی نمی کند که فکرم به کجا می رود ...راحتش گذاشته ام ... بیچاره خسته است!  

عذابم نده ...جستجویم نکن ...من مانده ام و تکان های هر روز ...

واین دهان ها و گوش های تکراری  که حال مرا نمی فهمند

هر طور که می خواهند می شنوند...هر طور که می خواهند!

جستجویم نکن ...غریب تر از آنم که به تو شوق پرواز دهم .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1390ساعت 11:50  توسط ر. شعباني  | 

  

سلام

دوباره اومدم ...اما این پست مربوط به معرفی  سه تا اثر موسیقیه و از نوشته های خودم خبری نیست  به زودی این فاصله ها رو بر می دارم...

 

۱ـ نمایش موزیکال جک و لوبیای سحر آمیز ـ (بومرنگ)  ـ

اجرا: تالار هنر  ـ  آهنگساز:رضا شعبانی     ایران تئاتر

 

جک و لوبیای سحر آمیز

 

جکو لوبیای سحر آمیز

 

۲ـ سریال مکتب خانه ی غیر انتفاعی ـ هر شب  ساعت ۲۰:۳۰ از  شبکه آموزش ـ

موسیقی متن: رضا شعبانی تیتراِژ فیلم و سریال  

 

 

۳ ـآهنگ تنگ غروبه با صدای مهدی محمدی ـ تنظیم : رضا شعبانی 

دانلود

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1390ساعت 16:20  توسط ر. شعباني  | 

...

تو را در سرمای شبهای بهمن

تو را در تولد شعر های اسفند

تو رادر دلهره ی  سکوت فروردین

در همهمه ی نفرینی اردیبهشت تلخ

.

.

.

تو را در عزای بی صدای فریادم

فراموش می کنم

فراموش می کنم

 فراموش می کنم

 فراموش می کنم

 ...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1390ساعت 2:15  توسط ر. شعباني 

نمی دونم  باید از کجا شروع کنم …

وقتی اون روز  دیدمت انقدر بهم انرژی دادی که هنوز بعد از دو هفته پر از انگیزه ام

 

 منتظر یه اتفاق خوبم …این روزا حال من یکم عجیبه !

 

سرنوشت .تقدیر یا یه اتفاق…

فرقی نداره

 انقدر صمیمی بودی که  نذاشتی دست و پام و گم کنم

خوشحالم که می شناسمت

 

تو دوری اما نزدیکی به قلبم

تو رو همه وجودم می شناسه

تو چشمات  رنگ خوب بچگی هاس

که پاک و مهربون و ناشناسه

 

چیزای خوبی ازت یاد گرفتم

 دارم تمومش می کنم!

امیدوارم سختی های زندگی اذیتت نکنه

همیشه تو خاطرم می مونی …

 

 

 جلوی اسم تو سه نقطه مونده

هنوز انگار خیال تو با هامه

هنوز انگار جا مونده یه چیزایی

هنوزم حس موندن تو پاهامه

.

.

.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آذر 1389ساعت 16:0  توسط ر. شعباني 

 

 

قلندران حقیقت به نیم جو نخرند

قبای اطلس آن کس که از هنر عاری است...

(حافظ)

 

 ...................................................................................

تو کجای قصه ی منی ؟!

چند ورق مونده که من تموم بشم

هر چی می گذره مصمم تر می شم

که باید از روزگار تو برم ...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم آبان 1389ساعت 14:58  توسط ر. شعباني  | 

 

دعای خیری برات ندارم جز یه خدا...حافظ!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 0:20  توسط ر. شعباني  | 

 

باور کن هر روز دیرتر می شود ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 2:8  توسط ر. شعباني  | 

 

اگر حوصله نداری تو هم نخوان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مهر 1389ساعت 2:12  توسط ر. شعباني 

من

پازلی که حالا حتی تنهاییش هم جور نمی شود !

چه رسد به چیدن تکه های تو ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مهر 1389ساعت 0:20  توسط ر. شعباني  | 

 

دلتنگ شدی  گاهی به ستاره ها نگاه کن ...

من و تو که دور تر نیستیم !

ستاره ، من و تویی است  که به هم می رسد ، وقت دلتنگی!

فاصله ها را عاشق بمان .

 

       

 

                                     

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم مرداد 1389ساعت 20:19  توسط ر. شعباني  | 

 

این روزها هوای چشم های من ابریست...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 0:42  توسط ر. شعباني  | 

 

گفتی کنارت می مانم ، نماندی

گفتی دوستت دارم ، نداشتی

گفتی دلتنگ توام ، نبودی

گفتی بر نمی گردم !

...

...

حالا می ترسم  تو هنوز عوض نشده باشی!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 17:47  توسط ر. شعباني  | 

اشتباه نکن

من برای تو گریه نمی کنم...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم مرداد 1389ساعت 2:33  توسط ر. شعباني 

 

چه بی دلیل بودیم من و تو...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت 18:28  توسط ر. شعباني  | 

 

 

 

  

 

بدت می اومد از دریا ! ولی اشکام یه دریا شد

دلی که دادمش دستت ...بگو چی شد که تنها شد !

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام اردیبهشت 1389ساعت 23:51  توسط ر. شعباني  | 

 

ما  به هم  نمي خوريم

 دنيامون  با هم غريبه

فكروعشق وزندگيمون

واسه هم پوچ و عجيبه

 

ما مثل هم نيستيم

ما  دلا مون   دوره     

وقتي دل عاشق نيست

كي مي گه مجبوره 

                     

ما به هم نمي خوريم 

مثل خوشحالي به غم

مثل طوفان به نسـيم

مثل هر  زياد  و  كم

 

قصه بين من و  تو

ديگه  تكراري  شده 

حس دوست داشتن ما

حس  بيزاري  شده  

 

فكر نكن اگه بمونيم

فرقي داره واسمون

فاصله بين من و تو

 زمينه  تا  آسمون

 

رزا شعباني

مرداد 1388

 با صدای سعید متینی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 14:34  توسط ر. شعباني  | 

بی تو شبای تار  باورم شد

بی تو غم  بهار   باورم شد

بی تو به مرگ زندگی رسیدم

تلخی  روزگار   باورم شد     

 

  سلام

1. از اینکه دیر به دیر می آم

و به پیام هاتون جواب نمی دم معذرت.

ممنون از اينكه نظر مي ديد و كارهام و نقد مي كنيد

 

 

اي رفيق باد و بارون          هم تر انه ي غزل خون

دل سپردن به خزونه           مرگ سرد واژه هامون...

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 15:26  توسط ر. شعباني  | 

 

 
گروه موسيقي پاپ (( تاران ))
 
به سرپرستي شايان كريمي
 
يكشنبه 24 آذر در مجموعه ي انقلاب اسلامي (برج آزادي)
 
با نوازندگي:
 
شايان كريمي : پيانو
 
رضا شعباني: كيبورد
 
تايماز ارتگلي :گيتار الكتريك
 
عليرضا مرادي :گيتار باس
 
سامان حق شناس :درام
 
با صداي اميد فلاح زاده
 
روي صحنه خواهند رفت
 
این گروه قطعات اشتباه، طعنه، هدف، رسم عاشقی، دلشکسته، سکوت
 
 باغ پر از بهار و آخرین حرف را اجرا می کند
 
 

 

و اما شعر... 

بعد از تو تمام زندگي طوفان شد

انگار شروع بودنم پايان شد

بعد از تو كنار رد پايم مردي

همبستر كوچه هاي بي باران شد

 

مثل به دنيا اومدن تو حجم خالي تني

يه حس تازه ي بزرگ شبيه شعراي مني

شبيه عمق رفتني شبيه ارتفاع كوچ

شبيه من ، شبيه تو، پرنده ، پر، پريدني...

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 2:10  توسط ر. شعباني  | 

t

او ماهي خواب هاي دريايي بود

تلفيق هنر ، سكوت و تنهايي بود

امروز به خواب ياسمن ها رفته

آن خسرو كه مظهر شكيبايي بود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 16:20  توسط ر. شعباني  | 

تو را به جای همه مردمانی که که نشناخته ام دوست می دارم
تورا به جای همه روزگارانی که نمی زیسته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه مردمانی که دوست نمی دارم ،دوست می دارم...

 

 

 

 

دل خسته تر از هواي پاييز شدي

تا چشم به هم زدم غم انگيز شدي

شايد كه تو با آينه ها در گيري

انگار كه با خودت گلاويز شدي!

 

                 *

 

بي كس شده اي ...خسته تر از باراني

هي اشك...! تو پيوسته تر از باراني

 هر بار دلم به حال تو مي سوزد

 در اصل تو دلبسته تر از باراني

 

                 *

انگار نه انگار ! كمي دلگيرم

هر روز بهانه ي تو را مي گيرم

حق داري اگر كلافه باشي از من

از دست خودم بدون تو مي ميرم!

 

 

 

خلاف آمدنت رفتنت زمستانی است.............

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 1:19  توسط ر. شعباني  |